ادامه مطلب
ادامه مطلب
بيمارى " تقديس انفراد" از جمله افات مهمى است كه جنبش چپ ايران بيش از دو دهه با آن دست بگريبان بوده و تا بحال از همين زاويه لطمات اساسى خورده است. برخورد نادرست به مقوله " انفراد گرايى " و عدم ريشه يابى درست دلايل " انفراد گرايى" در ميان فعالين كمونيست ايران سبب شده كه امروز " منفرد " بودن به اشتباه تبديل به فضيلتى در ميان كمونيستها گرديده و آنانى كه خود را با عنوان " چپ منفرد" معرفى مىكنند در جايگاهى قرار بگيرند كه به اشتباه به عنوان جايگاهى برتر به فعالين جنبش معرفى شده است.
ادامه مطلب
ادامه در فايل پى دى اف به آدرس زير
ادامه مطلب
نگاهى به جزوه" برنامه جنگى انقلاب پرولترى" اثر لنين
تاريخ در حركت تكاملى خود اما بارها در گره گاه هايى مشابه تكرار مىشود. طبقه كارگر در روند حركت خود بارها در مقابل مسايلى قرار گرفت كه هم طبقه اى هايش سالها قبل از ان عبور كرده بودند. اما عدم توجه به تجربيات تاريخى ، شكست هاى پى درپى طبقه كارگر در قرن اخير و قدرت گيرى بىحد و حصر بورژوازى در تمامى عرصه هاى اجتماعى و سياسى سبب شد كه تجربيات تاريخى كه پرولتاريا به قيمت شكستها و پيروزهاى خود كسب كرده بود به بوته فراموشى سپرده شود.
ادامه مطلب
كمونيستها و پديده انفراد
بيمارى " تقديس انفراد" از جمله افات مهمى است كه جنبش چپ ايران بيش از دو دهه با آن دست بگريبان بوده و تا بحال از همين زاويه لطمات اساسى خورده است. برخورد نادرست به مقوله " انفراد گرايى " و عدم ريشه يابى درست دلايل " انفراد گرايى" در ميان فعالين كمونيست ايران سبب شده كه امروز " منفرد " بودن به اشتباه تبديل به فضيلتى در ميان كمونيستها گرديده و آنانى كه خود را با عنوان " چپ منفرد" معرفى مىكنند در جايگاهى قرار بگيرند كه به اشتباه به عنوان جايگاهى برتر به فعالين جنبش معرفى شده است.
ادامه مطلب
نگاهى مختصر به بحث "محاصره شهرها از طريق روستا"
مشكل اساسى اين جنبش و عدم ارتباطش با نسل جديد از آنجا ناشى ميشود كه كمتر كسى در جهت تعريفى همه فهم و ساده از اصول ماركسيسم و ديگر فلسفه هاى مبارزاتى حركتى انجام داده و بحثهاى تئوريك عموما در ميان سطحى از نخبگان رواج داشته و بمثابه سنتى قديمى به بحثهاى محافل كوچك و بزرگ ماركسيستها تبديل شده.
بارها شاهد بوديم از جمله" اشغال شهر از طريق دهات"، بدون اينكه از مفهوم و فلسفه وجودى آن اطلاع كافى موجود باشد در مباحث استفاده مىشد و تقريبا هيچ كجا نديديم كه كسى مفهوم آن را توضيح دهد.
به همين بهانه تلاش دارم كمى اين تز را شكافته و در حدى كه خسته كننده نشود از زواياى مختلفى به آن نگاهى داشته باشم و در نهايت جمع بندى از آن ارائه كرده كه البته اين جمع بندى
ادامه مطلب
علم انقلاب
ماركس و انگلس در روند تبيين جهان و پاسخگويى به تضادهاى آن انديشه هايشان را روزبروز تكامل بخشيدند تا توانستند در نهايت به تعريف دقيقى از مناسبات جامعه برسند. آنها زمانى قادر شدند نظرياتشان را بصورت منسجم ارائه دهند كه " ماترياليسم ديالكتيك" را شناختند. يعنى علمى كه قادر است در هر برهه اى از زمان با درنظر گرفتن تضادهاى عمل كننده در جوامع بشرى راه حل و نياز تاريخى خود را بيابد. شايد بجرات بتوان مدعى شد كه بزرگترين كشف ماركس و انگلس همان " ماترياليسم ديالكتيك و سپس ماترياليسم تاريخى " بود. كشفى كه به انسان ياد داد همه چيز در " ماده" تعريف شد و تضادهاى درون مواد در نهايت منجر به سنتز تازه اى مىگردد كه قادر است پاسخگوى تضاد آن باشد كه در زمينه تاريخى هم آن را بشكل ماترياليسم تاريخى بسط دادند
ادامه مطلب