مقدمه:
متن زير چهار سال پيش، و در هنگام حمله نظامى آمريكا به عراق نوشته و منتشر شده بود. نوشته زير نقدى بر مقاله اى منتشر شده در نشريه حقيقت ( حزب كمونيست ايران م ل م ) در آن سالها بود كه در آن حقيقت در اطلاعيه اى مقاومت " بصره " را در مقابل نيروهاى آمريكايى مورد حمايت قرار داده بود قافل از اينكه آنجا مقاومت مردمى در كار نبود و آنچه واقعيت داشت اين بود آنها باقى مانده فداييان صدام حسين بودند كه از آخرين سنگر ها دفاع ميكردند. بحث بر سر اين است كه مقاومت خلقى با مقاومتى كه نيروهاى ارتجاعى در مقابل ارتجاع پيش ميگرند تفاوت داشته و هر كدام خصلت ها و اهداف خود را دارد كه شور حسينى! مبارزات ضدامپرياليستى نبايد سبب شود كه با دست خود مرز ميان انقلاب و ضد انقلاب و خلق و ضد خلق را در هم بريزيم. و تمام اينها در حالى بود كه حقيقت در تمامى اسناد تئوريك خود به اين اعتقاد دارد كه در هنگام وقوع جنگهاى امپرياليستى ، خلقها بايد از ضعف حكومت مركزى بهره برده ، مبارزات مستقل خود را در پيش گرفته و مناطقى را جهت آرايش نيروى خود ازاد كنند. اما تجربه تاريخى چپ ايران هميشه اين قضاوت را داشته كه از حرف تا عمل فرسنگها راه است و تئوريسينها ظرف چشم بر هم زدنى پا بر هر آنچه كه در طول سالها بافته اند خواهند گذاشت.
به بهانه انتشار چند مقاله در اين ارتباط، نوشته زير را مجددا منتشر ميكنيم. هرچند كه سالها از آن زمان گذشته است.
شعار "دفاع از سرزمين پدرى" ارتجاعى است، جنگ را به انقلاب تبديل كنيم
تاريخ جهان بارها شاهد جنگ هاى استعمارى و سلطه جويانه بوده كه معمولا هر دو طرف درگير جنگ به درجاتى متفاوت از يكديگر نيروهايى مرتجع بودند و هيچ كدام از اين جنگها در جهت منافع توده هاى مردم عمل نكرده و در نهايى ترين شكل آن منجر به تغييرشكل قدرت سركوبگر و شيوه نوينى از چپاول توده هاى تحت ستم گرديدند. از همين رو است كه در زمان وقوع اينگونه جنگها نيروهاى چپ و انقلابى كه عالى ترين ها را براى ملت خواهانند بايستى در تحليل ها و رهنمود هاى خود دقيق تر و اصولى تر باشند كه متاسفانه در تاريخ سياسى جهان بندرت اينگونه اتفاق افتاده و نيروهاى انقلابى كه همواره شديدترين صدمات و سركوبها را از طرف مرتجعين حاكم و امپرياليستها متحمل گشته اند با طرح شعارهايى اشتباه نظير" دفاع از سرزمين پدرى" در زمان اينگونه جنگها خود به ابزارى براى سلطه يكى از طرفين جنگ گرديده اند.
از زمان شروع حمله امپرياليستى به عراق سيل تحليل هاى مختلفى از جريانات سياسى ارائه شده كه تمامى آنان ضمن برجسته كردن سلطه جويى امپرياليسم، مردم را به مقاومت در مقابل آنان دعوت كرده و نقش دولتهاى ارتجاعى را كمرنگ نموده اند و حتى در بسيارى از اوقات از حمايت توده ها از حكام مرتجع منطقه و جنگيدن دوشادوش نيروهايى كه سالها سركوبگران آنان بودند را تمجيد كرده و براى آنان هورا كشيدند كه البته در اين ميان اشاره ضعيفى هم به ديكتاتور بودن صدام كردند. ولى از آنجاييكه در معادلات نانوشته سياسى همواره يكى از ديگرى با اهميت تر است، توده ها را به سمت انتخاب ميان بد و بدتر سوق ميدهند! اين نظريات كاريكاتورى از اشتباهات بزرگ سياسى روشنفكران ما است كه هميشه ادامه داشته ، زمانى رويزيونيست هاى شوروى مانند " تروتسكى " در بحبوحه جنگ امپرياليستى جهانى دوم در عوض اينكه به توده ها رهنمون انقلاب بدهند آنان را تشويق كردند كه در كنار نيروهاى ارتجاعى حاكم بر عليه متجاوزين بجنگند ، و يا همچنين در زمان جنگ ارتجاعى ايران و عراق بسيارى از نيروهاى انقلابى بجاى اينكه سلاح خود را به طرف رژيم ارتجاعى مذهبى ايران بگيرند، در كنار آنان و پاسداران بر عليه عراق جنگيدند و پايه هاى رژيم جنايتكار جمهورى اسلامى را مستحكم كردند تا روزى همان رژيم توانست به راحتى تمامى آنان را از دم تيغ بگذراند.
جنگى كه امروز در عراق شاهدش هستيم جنگى به تمام معنا ارتجاعى است ، دو قطب سركوبگر براى استيلاى سلطه خود بر يك ملت زجركشيده بر عيله هم در حال جنگ هستند وپيروزى هر كدام از طرفين درگير ، آزادى و زندگى بهترى را براى ملت به ارمغان نخواهد آورد و تنها شكل نوينى از سركوب را سازمان خواهد داد كه در اين ميان تنها توده هاى مردم بالاترين قربانيان آن خواهند بود ، بنابراين در عوض تشويق مردم به رفتن در سنگر صدام و جنگيدن دوشادوش نيروهاى مرتجع عراق، بايستى شعار "انقلاب " را سر داد . بايد به توده ها آگاهى داد كه تنها با انقلاب قادر خواهند بود به زندگى شايسته انسانى برسند و بهمين دليل آنان بايستى همواره مرز بندى روشنى با مرتجعين داخلى و امپرياليستها داشته باشند. شرايط جنگى كه در آن دولت مركزى در ضعف قرار دارد بهترين زمان ممكنه جهت كسب قدرت توده اى و پيش بردن جنگ خلق مردمى خواهد بود ، ملت عراق بايستى از اين فرصت استفاده كرده و مناطقى را مستقل از آمريكا و دولت عراق تحت كنترل خود درآورده و پايه هاى زندگى بهترى را سامان دهند.
جنگيدن در كنار ارتش عراق، در بهترين شكلش موجب شكست امپرياليسم و تقويت پايه هاى حكومت ارتجاعى صدام خواهد بود و از آن به بعد رژيم صدام با مشروعيت بيشترى دست به سركوب خواهد زد و لذت شكست دادن امپرياليست در كام توده ها در پى سلطه سالها اختناق توسط رژيم فاشيستى صدام به تلخى خواهد نشست
انقلاب و تنها انقلاب اصولى ترين شعارى است كه ميتواند در دستور كار توده ها قرار بگيرد ، دفاع از "خاك " ، " پرچم " و اينگونه مظاهر ابلهانه اى كه همواره در جهت استيلاى طبقات ستمگر بر ستمديدگان مورد استفاده قرار گرفته شعارى بشدت ارتجاعى است . خاكى كه در آن رنجبران از ابتدايى ترين حقوق انسانى خود بى بهره هستند هيچ تقدسى ندارد و پرچمى كه طى قرنها بر سردر كاخ هاى ستم در اهتزاز بوده و بوسيله جنايتكاران حاكم دست بدست شده هيچ احترام و تقدسى ندارد، پرچم توده ها دستهاى رنج و كارشان است و تنها براى آزادى آن بايستى جنگيد، جنگ هاى امپرياليستى را به انقلاب تبديل كنيم ، اصلا مهم نيست كه مرزهاى يك كشور چند متر بالا و يا پايين ميرود ، مهم اين است كه ملت آن سرزمين چقدر در سرمايه هاى آن كشور سهيم هستند و چه اندازه ميتوانند براى خود تصميم بگيرند
بنابراين بجاى هورا كشيدن براى پيوستن به مردم به ارتش عراق ، آنان را تشويق كنيم كه از طريق انقلاب قدرت سياسى را خود به دست گيرند و مطمئن باشند كه در صورت جرقه هاى انقلاب توده هاى تحت ستم ديگر كشورهاى منطقه با آنان همراهى كرده و توانشان را چندين برابر خواهند كرد
شعار " دفاع از سرزمين پدرى" همواره ازسوى مرتجعين سر داده شده ، بياييد پرچم رهايى خود را بر زمين بكوبيم ، حتى اگر آن زمين يك وجب باشد
